الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)

169

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى)

تمامى صفاتش ، وقتى با فضيل در پى جنازه‌اى بيرون مىرفتيم ، همواره موعظه مىكرد و تذكر مىداد و گريه مىكرد مانند اين كه با اصحابش وداع مىكند و به طرف آخرت مىرود ، تا اين كه به قبرها مىرسيد ، و نشست مثل اين كه بين مرده‌هاست ، از روى اندوه و گريه مىنشست تا اين كه به پا مىخواست ، مثل اين كه از آخرت برگشته است و از آن خبر مىدهد . - وى به سند خود از جرير نقل مىكند كه گفت : « كنّا عند رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - نظر إلى القمر ليلة البدر ، فقال : « أما إنّكم سترون ربكم يوم القيامة ، كما ترون هذا القمر . . . » نزد رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - بوديم ، ناگهان به ماه كه در شبِ نيمه بود نظر افكندند و فرمودند : آگاه باشيد كه پروردگارتان را روز قيامت مىبينيد آن طور كه اين ماه را مىبينيد . . . - يكى از اهل معرفت گويد : « رأيتُ الفضيل يومَ عرفة ، و النّاس يدعون ، و هو يبكى بكاء الثّكلى المحترقه ، حتّى إذا كادت الشمس ، تغرب قبض لحيته ، ثمّ رفع رأسه إلى السّماء و قال : واسوأتاه منك ! و إن غفرت ، ثمّ التفت مع النّاس . » فضيل را روز عرفه ديدم ، در حالى كه مردم دعا مىخواندند و او مانند مادر فرزند از دست داده جان سوز گريه مىكرد تا اين كه خورشيد غروب كرد ، محاسنش را گرفت سپس سرش را به آسمان كرد و گفت : واى از تو ! هر چند كه بخشيده شده باشى ، سپس رو كرد به مردم . - روزى به وى گفتند : « كيف أصبحتَ يا أبا على ؟ فقال : « كيف يصبح من كانت صحبتُه مع نفس ممزوجة بالشّهوات فى دار مملوّة من الآفات ، ويعدّ عليه الأنفاس والسّاعات ، ولعلّه غضب عليه عالِم الخفيّات . »